دكتر عقيقى بخشايشي
173
چهارده نور پاك ( فارسي )
" علاء بن زياد " ، كه از اين سخنان هم شرمنده شده و هم عبرت گرفته بود جواب داد : پدر و مادرم به فدايت ! اى كاش زودتر بيمار شده بودم و زودتر اين سعادت نصيبم مى شد كه قدم رنجه كنى و به خانه ام شرف و افتخار بخشى و چنين متنبه ام سازى و پندم دهى . امر آن امام بزرگوار را ، حتى پيش از آن كه از بستر بيمارى برخيزم اطاعت خواهم كرد . كاش زودتر چنين كرده بودم و از همان راه كه برادرم مىرود رفته بودم تا امروز چنين شرمنده نباشم . حضرت پرسيد : برادرت چه كرده است ؟ علاء پاسخ داد : او ، كار زهد و عبادت و قناعت را به حدى رسانده كه تمام روزها را لب از خوردن و آشاميدن بسته و روزه دار ، و تمام شب ها را به عبادت نشسته و بيدار است . با آن كه خداوند ، نعمتهاى بسيار به او ارزانى داشته و تمكن و ثروتش بخشيده است ، به نانى خشك و خورشى فقيرانه و اندك قناعت مىكند و لباسى ساده و خشن و كهنه مى پوشد . در خانهء او ، كار به جايى رسيده است كه ديگران مى گويند زندگى بر زن و فرزندانش تلخ و سخت گشته است . على ( عليه السلام ) فرمود : راه او نيز راه درست نيست . چه ، همان قدر كه پنهان داشتن مال و منال از ديگران و بهره نرساندن از دادههاى خداوند به فقيران ناصواب است ، در اين حد از زهد و قناعت زيستن و زندگى را بر عائله تلخ گرداندن نيز صواب نيست . چه ، تحمل رياضت ، با وجود گشادگى و وسعت ، صورت ديگرى است از كفران نعمت . بر شما است كه از نعمتهاى خداوندى ، هم خود بهره گيريد هم به ديگران بهره رسانيد . آنگاه فرمود برادر علاء بن زياد را در آنجا حاضر سازند تا با او گفتگو كند و پندش دهد و راه صوابش بنمايد . وقتى برادر علاء حاضر شد ، در حضور امام و مقتدايش عرض كرد : اى اميرمؤمنان ، من اگر در زندگى برخود سخت مى گيرم ، اين راه و رسم را ، از تو كه مولاى منى آموخته ام و سعى بر آن دارم كه در همه حال ، از راهى كه تو در پيش گرفته اى پيروى كنم . امام على ( عليه السلام ) با مهر و ملاطفت فرمود : با مهر و ملاطفت فرمود : اين راه هم كه تو در پيش گرفته اى راهى به اشتباه است . خداوند به ارادهء خود ، تو را نعمتهايى ارزانى